حسن سيد اشرفى

602

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

539 - حال كه امر به معناى طلب انشايى بوده آيا اين طلب انشايى با چه چيزى انشاء مىشود ؟ ( سواء انشأ . . . او بغيرها ) ج : مىفرمايد : فرقى ندارد كه اين طلب انشايى با صيغهء افعل يعنى صيغه امر باشد مثل اينكه مولى به عبد بگويد : « اكرم العلماء » يا با مادّهء طلب باشد مثل اينكه گفته شود : « اطلب منك اكرام العماء » يا با مادّهء امر باشد مثل : « امرتك باكرام العلماء » يا با غير اين‌ها يعنى با جملهء خبريه كه در مقام امر و انشاء بوده باشد مثل « تكرم العلماء » . 540 - جواب مصنّف به گروهى كه گفته‌اند ؛ امر وضع شده براى معناى اعمّ يعنى مطلق طلب و نه طلب انشايى چه بوده و دليلشان چيست ؟ ( و لو ابيت . . . فى الطّلب الانشائىّ ) ج : مىفرمايد : اگر سر باززدى از پذيرش اينكه معناى امر عبارت از طلب انشايى بوده و بگويى كه لفظ امر ، وضع شده براى مطلق طلب و نه براى طلب انشايى ، پس لااقلّ بايد گفت ؛ اگر هم براى مطلق طلب وضع شده باشد ولى وقتى به صورت مطلق استعمال شود

--> - آن چيزى است كه انسان همان چيز است . يعنى اتّحاد مصداقى دارند ولى مفهوم ضاحك غير از مفهوم انسان مىباشد . چنان كه مفهوم شوق مؤكّد كه طلب حقيقى بوده ، غير از مفهوم طلب بوده ولى در خارج ، طلب ، همان شوق مؤكّد مىباشد . ولى طلب انشايى اساسا وجود خارجى نداشته بلكه وجود انتزاعى دارد و مقيّد است . يعنى وجودش ، مقيّد به قيد انشائى است و نمىتواند متّحد با طلب به قول مطلق باشد . در توضيح مدّعاى مصنف مبنى بر اينكه امر براى طلب انشايى است مىتوان گفت : امر از مقوله انشاء بوده و انشاء براى ايجاد امور اعتبارى است و نه امور حقيقى . مثلا كتابى را كه در خارج وجود عينى دارد نمىتوان با امر و لفظ ايجاد كرد ولى ملكيّت و زوجيّت را كه وجود اعتبارى دارد مىتوان با لفظ و امر ايجاد كرد . شوق مؤكّد كه از امور حقيقى و عينى و صفت قائم به نفس بوده را با لفظ و امر نمىتوان ايجاد كرد بلكه طلب حقيقى يعنى شوق مؤكّد خودش داعى و انگيزه براى طلب انشايى مىباشد .